خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

حکمت خسروانی نگرشی به سوی عرفان است که اولین بار بعد از اسلام توسط شیخ شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق) به صراحت اعلام شد.  واژه خسروانی اشاره ای به کیخسرو و به باور خاص ایران باستان می باشد. احترام کیخسرو نزد سهروردی  به جایی میرسد که در “حکمت الاشراق” از او به عنوان “کیخسرو المبارک” یاد می کند.

او بایزید بسطامی، شیخ خرقانی و منصور حلاج را پیام‌آور این میراث کهن می داند و بر این باور است که سرچشمه این حکمت در ایران باستان و حتی قبل از زرتشت بوده است.

دکتر هوشنگ طالع در مقاله ای به گفته شیخ اشراق اشاره می کند که حکمای خسروانی یا خسروانیون را عارفانی می داند که حقایق را پس از ادراک از راه کشف و شهود، به زبان راز و در پوشش «نور و ظلمت»، بیان کرده‌اند. سهروردی هرگز عقل را تنها مرجع شناخت نمی دانست بلکه عرفان را شریف ترین و بلندمرتبه ترین مرحله شناخت می شناسد.

دکتر عبدالحسین زرین کوب نیز با توجه به  پیوندی که سهروردی میان حکمت خسروانی و تصوف برقرار کرده است،زرتشت  را «صوفی باستانی ایران»، شناخته است.

جسارت سهروردی به جایی ختم می شود که متعصبان حلبی خون او را مجاز شمردند و در سن 38 سالگی در زندان جان سپرد.

منابع:

خسروانیون و حکمت خسروانی-دکتر هوشنگ طالع

جستجو در تصوف ایران-دکتر عبدالحسین زرین کوب

صوفی کیست؟!

واژه صوفی به معنای پشمینه پوش است. یعنی کسی که ردای پشمی می پوشد و رهرو راه حقیقت است. صوفی کسی است که قلب صافی دارد و تصوف و صوفی گری را تحصیل می کند. بعضی بر این باورند که کلمه صوفی از صفا می آید که خود از صافی مشتق می شود و گروهی دیگر بر این باورند که کلمه صوفی یک نسبت است و صوفیان کسانی هستند که در صف اول در برابر خداوند می ایستند. بنا بر باور این گروه واژه صوفی از کلمه صف گرفته شده که جایگاه او در برابر خداوند است. وگروهی دیگر صووانه را منشا این لغت می دانند که گیاه بسیار نازک و کوتاهی است که یک فرزانه تهیدست که در طبیعت وحشی زندگی می کرد، آنرا یافت و با آن روزی می ساخت و بدین گونه زنده ماند.

هر یک از حروف تشکیل دهنده صوفی بیانگر معنایی است: حرف «ص» بیانگر صبر و صفا و صدق، حرف «و» نشانه وفا و ودود(به معنای دوست)، حرف «ف» بیانگر فقر و فنا و حرف «ی» نشانه یکرنگی است.

به بیان دیگر، صوفی  کسی است که نیروی خود را در راه معشوق صرف می‌کند تا  در طلب حق از خود مهاجرت گزیند، زیرا می‌داند اگر نیروی خود را نه در طریق حق بکار اندازد بی شک در راه باطل هدر خواهد رفت. بنابراین کار صوفی در جهت سازندگی و کارهای مفید اجتماعی است و بدینوسیله بر عطای حق ارج می‌نهد و ناسپاسی نمی‌کند . به عبارت دیگر ” صوفی عاشق حق است و میخواهد که او را خدمت کند. بهترین راه خدمت به حق خدمت به خلق است. او می‌کوشد که برای اثبات ارادت خود به حق خدمتگزار خلق باشد و بدون توجه به پاداش معنوی یا مادی این خدمت را به جان و دل، بی تظاهر و ریا می‌پذیرد و می‌داند”. صوفی همیشه در حال یاد کردن از حق است. ” صوفی ظاهرش با خلق است و باطنش با حق. تن و جانش با مردم است و دلش از آنان گم. به ظاهر با همه آشنا است و در باطن از همه بیگانه. در اشکارا همه را می‌پذیرد، اما در نهان جز محبت حق قرار نمی‌گیرد. صوفی در حالی که در جمع است تنها است”.

روایتی از علی (ع) نقل شده است که می فرماید: “صوفی کسی است که برای خلوص خویش و گذشتن از زندگی زمینی، پشمینه می پوشد. طلا و سنگ و نقره و خاک از نظر او یکی است و اگر چنین نباشد، سگی از کوفه بهتر از هزار صوفی متظاهر است”.

منابع:

صوفی کیست؟- دکتر جواد نوربخش

سماع-جواد تهرانیان

اغلب جوانمردی و فتوت را به یک معنی دانسته اند، هرچند که گروهی از مشایخ صوفیه تعاریف جداگانه ای از این دو ارائه کرده اند. از جمله جنید می گوید: ” جوانمردی آن است که بار خلق بکشی و آنچه داری بذل کنی و فتوت آن است که با درویشان نقار ( عناد و ستیز) و با توانگران معارضه نکنی” هر چند که گروهی از مشایخ ایرانی جوانمردی را والاتر از فتوت و هم تراز با مقدم دانستن دیگران بر خود و خدمت به خلق و نوع دوستی و از خودگذشتگی دانسته اند. خرقانی جوانمردی را در سه چشمه میداند: یکی سخاوت، دوم شفقت، سوم بی نیازی از خلق و نیازمندی به حق.ابوسعید نیز این سخن پیامبر را یادآور می شود که فتوت آن است که چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز نپسندی.

از طرف دیگر فتوت بر پایه مروت استوار است، بدین معنی که مروت مقدمه فتوت است و تا اصول مروت مراعات نشود اساس فتوت استوار نگردد. همچنان که در فتوت نامه سلطانی آمده است:” مروت جزوی است از فتوت؛ چنانچه فتوت جزوی است از طریقت”. انصاف از خود دادن  مروت است،  و انصاف دادن و انصاف ناستادن فتوت.

در متون صوفیه تعاریف گوناگونی از مروت، فتوت و جوانمردی آمده است (رجوع به رسائل جوانمردان، فتوت نامه -دکتر محمد فیاض، تذکرة الاولیا و …)به طور کلی تعاریف این سه در زیر خلاصه میشود:

مروت شفقت به خلق و یاری دادن به نیازمندان است.

فتوت چشمپوشی از لغزش های دیگران با انصاف دادن و از آزار خلق نرجیدن و نرجاندن و در همه حال همه را بر خود مقدم دانستن است.

و جوانمردی آن است که با جان و دل خود را پای بند خدمت و آسایش دیگران کنی و در عمل انصاف بدهی و انصاف نخواهی و رنج خود را در راحت خلق پذیرا باشی.

باشد که در این دنیای امروز رنگی از فتوت و جوانمردی بر خود ببندیم!

منبع : جوانمردی نوشته دکتر جواد نوربخش

گزارش گاردین در باره دکتر جواد نوربخش  سرسلسله دراویش نعمت اللهی را  از اینجا بخوانید. لونارد لویسن نویسنده این مقاله با اشاره به زندگی  دکتر جواد نوربخش (نورعلیشاه کرمانی) او را نه نتها سرسلسله دراویش نعمت االهی بلکه یک پزشک، نویسنده و مدیر بیمارستانی میداند که تاثیر بسزایی در معرفی عرفان ایرانی در غرب و ایران داشته است به طوری که هم اکنون حدود ده هزار نفر در ایران و سه هزار و ششصد نفر در کشورهای دیگر به این آیین در آمده اند.

کشکول . [ ک َ ] (اِ) گدا باشد یعنی شخصی که گدایی می کند. (برهان ). || کجلول . (انیس الطالبین بخاری ). کاسه گونه ای باشد که درویشان و صوفیان بکار برند و در آن مایحتاج خود از خوراکی و مالیات مال صدقات ریزند. خچکول . در برهان آمده معنی آن کشیدن بدوش است چه کش به معنی کشیدن و کول دوش و کتف را گویند. در حاشیه ٔ برهان قاطع به نقل از تفسیر الفاظ الدخیله ٔ بستانی گوید: از آرامی «کنش کل » (بضم اول وکسر دوم وضم چهارم ) یعنی جامع کل شیئی و مراد محفظه ای است که درویشان و گدایان هرچه از مردم ستانند در آن نهند. کشکول پوست نارجیل دریائی است که در جزایر نزدیک به خط استواء عمل می آید و شبیه به کشتیی است با رنگ سیاه دو طرف لبه ٔ آن را سوراخ کنند و زنجیر یاریسمان بندند تا بتوان بدست آویخت و آن کاسه ٔ گدائی درویشان است و آنگاه که بر درخت است دو کشکول بهم چسبیده است و در میان آن مغز نارجیل است

به تقل از لغتنامه دهخدا

پیش گفتار

دلم از قیل و قال گشته ملول

ای خوشا خرقه و خوشا کشکول


شیخ بهایی

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.